<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

	<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

	<channel>

	<title>یادداشت های  علی قاسمی نیک</title>

	<description>یادداشت های  علی قاسمی نیک Rss Feed</description>

	<link>https://alighaseminik.b88.ir/</link>

	<language>Fa</language>

	<generator>b88.ir</generator>

	<lastBuildDate>2023-03-13T22:29:30+03:30</lastBuildDate>
	<item>
		<title><![CDATA[20 شعبان  1444]]></title>
		<description><![CDATA[<div style="text-align: right;"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بسم الله الرحمن الرحیم<br />روایت روز :&nbsp; <br /><br /></strong>روزی&nbsp; <strong>امام صادق</strong> علیه السلام&nbsp; یکی از اصحاب خود را به ماموریتی فرستاد<br />&nbsp;وقتی از ماموریت امد مریض شده بود و بر بستر بود&nbsp; <br />امام به دیدار یارشان رفتن <br />&nbsp;در ضمن عیادت از او در مورد&nbsp; ماموریت پرسید؟<br />گفت: من از انها بیزارم <br />امام:؟؟؟ چون <strong>انها هم عقیده با تو نیستند</strong> <br />گفت : اری<br />امام :انها مارا دوست دارند و ماهم انها رو دوست داریم&nbsp; . ولی بدان من چیز هایی میدانم که تو نمیدانی و خدا چیز هایی میداند که من نمیدانم&nbsp; <br />حال با این شرایط من باید از تو و خدا از من بیزار باشد&nbsp; ایا اینگونه ست ؟؟؟؟؟؟؟<br /><br />فرد جوابی نداشت .<br />امام درادامه فرمودند : بدان که خداوند برای هرکس استعداد و شرح صدری قرار داده ست و به همان اندازه هم از ان فرد&nbsp; و امکاناتش&nbsp; بازدهی میخواهد.<br /><br />این&nbsp; کلام خیلی تکان دهنده ست&nbsp; و بیشترین&nbsp; تکان را هم به افرادی میدهد که&nbsp; انگشت اصلاح&nbsp; را به طرف همه میگیرند جز خود <br />نمیداند که شاید ان با شرایط و امکانات&nbsp; خدا از ان همان مقدار عمل را میخواهد&nbsp; نه بیشتر را .<br /><br /><strong> از مقدار استعدا د و طاقت هر کس نباید&nbsp; بیشتر توقع داشت .<br /><br /></strong>البته بگم که این روایت نقل به مضمون بود نه&nbsp; صریح.<br /><br /></div>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2023-03-13T22:29:30+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[تجربه  امروز]]></title>
		<description><![CDATA[امروز در کتاب حوزه قدم میزدم <br />که ناگهان چشم به کتاب&nbsp; استاد و درس ایت الله شیخ علی صفایی حائری&nbsp; رحمت الله علیه افتاد.<br />فهرستش را نگاه کردم .... <br />به بخش سبک و شخصیت رفتم .. <br />نوشته ای دل نشین به این مضمون خواندم <br />انسان&nbsp; ها از اندازه وقدر و استعداد هایی تشکیل شده و وقتی این استعداد و قدر ها باهم ترکیب شودند انسان بی نهایت رو میسازد .<br />ولی باید چشم را باز و دل را اماده فراگرفتن کند تا به این درک برسد که چقدر عظمت دارد و لی در عین حال نسبت به خدای خویش چقدر حقیر ست .<br />انسان به اندکی درنگ وابسته است .<br />با اندکی تامل چقدر جلو میرود . <br />بنده خدایی حرف قشنگی میزد: شبی با علم بود بهتر ست از هزار سال تاریکی .<br />علم نور ست&nbsp; و جهل ظلمات <br />امروز با این علم و ظلمات چه کردیم؟!!!<br />ما هم میتوانیم این استعداد ها رو باهم ترکیب کنیم و از دل ان انسان کامل را بیرون اوریم<br />بسم الله !!]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2023-03-11T17:35:35+03:30</pubDate>
	</item>
</channel>
</rss>